No Image
به پایگاه اطلاع رسانی هیئت محبین قرآن و عترت(دارالثقلین) خوش آمدید!
زندگاني پيامبراكرم”ص”: پيوند ثابت

 

حضرت رسول مکرم اسلام (ص) به هنگام طلوع فجر روز جمعه ۱۷ ربيع الاول سال “عام الفيل” مطابق با سال ۵۷۰ ميلادي در شهر مکه از سرزمين حجاز بدنيا آمد که تولد ايشان همراه با معجزاتي عجيب و شگرف بود .

پدر گرامي آن حضرت “عبدالله” و مادرشان “آمنه” نام داشت . نام مبارک ايشان به امر الهي “محمد” و کنيه اش را “ابو القاسم” قرا دادند . عبدالله قبل از تولد فرزندش محمد (ص) در مسير بازگشت از شام از دنيا رفت و ايشان از آن لحظه تحت کفالت مادرش آمنه قرار گرفت او دايه اي بنام حليمه سعديه داشت که براي مدت سه سال شير دادن محمد (ص) را عهده دار شد . آن حضرت ۹ ساله بود که به همراه مادرش و پرستارش ام ايمن براي زيارت قبر پدر بزرگوارش و ديدار خويشان و بستگان عازم شهر مدينه شد و پس از مدت يکماه اقامت در مسير بازگشت در سرزميني بنام ابواء ، مادر آن حضرت دار فاني را وداع گفت و در همانجا به خاک سپرده شد . ام ايمن اين کودک را به مکه آورد و از آن زمان تحت سرپرستي پدربزرگش “عبدالمطلب” قرار گرفت . محمد (ص) ۸ ساله بود که عبد المطلب از دنيا رفت و طبق وصيت ايشان “ابوطالب” ، عمويش سرپرستي او را عهده دار شد . رسول خدا در ۱۲ سالگي با ابوطالب به قصد تجارت راهي شام شد و اين همان سفري بود که در آن “بحيرا” ، راهب مسيحي رسالت حضرت محمد (ص) را طبق کتاب مقدس به او مژده داد . او در جواني ملقب به “امين” بود و در سن ۲۰ سالگي در پيمان “حلف الفضول” شرکت جست . ايشان در ۲۵ سالگي با خديجه (س) ازدواج کرد و ثمره اين ازدواج ۶ فرزند بود . حضرت محمد بن عبدالله (ص) حساسترين لحظه زندگي خود را در ۴۰ سالگي تجربه کرد . روز ۲۷ رجب مطابق با ۶۱۰ ميلادي بود که ايشان به “نبوت” برگزيده شد. اين روز به روز “مبعث” معروف گرديد . ۳ سال دعوت مخفيانه از آن روز آغاز شد و پس از آن به دستور خداوند دعوت خويش را علني و در دعوت از خويشان آغاز نمود . پس از دعوت خويشان نوبت به دعوت عمومي رسيد و مردم را نيز به دين توحيد (اسلام) دعوت کرد . اين دعوت به اسلام براي سران قريش گران آمد و به جز عده اندکي همگي به مخالفت و آزار مسلمين پرداختند . استقامت و پايداري پيامبر از آن روز آغاز شد. پيامبر اکرم به دنبال فشار کفار ، اجازه مهاجرت مسلمانان به حبشه را صادر فرمودند. در سال ششم پس از بعثت، رسول خدا به همراه بني هاشم به “شعب ابوطالب” مهاجرت کردند و تحت تحريم مشرکان، سه سال روزگار گذراندند . سال دهم بعثت و ۵۰ سالگي رسول خدا بود که ابوطالب و خديجه (س) به رحمت الهي واصل شدند و به خاطر شدت حزن اين دو مصيبت بر پيامبر آن سال را “عام الحزن” ناميدند . در همين ايام بود که سفر روحاني و جسماني رسول خدا بنام “معراج” اتفاق افتاد . سال سيزدهم بعثت بود که کفار در محلي بنام “دارالندوهنقشه قتل رسول خدا را کشيدند و رسول خدا توسط فرشته وحي از اين موضوع مطلع شد و در اول ربيع الاول از مکه خارج و به سمت مدينه هجرت نمودند . ۱۷ ماه پس از هجرت ، مسلمين شاهد “تغيير قبله” بودند . هنوز بيش از ۱۹ ماه از آغاز تاسيس حکومت اسلامي در مدينه نگذشته بود که اولين جنگ بزرگ مسلمين با کفار بنام “بدر” اتفاق افتاد . در ظرف کمتر از نه سال جامعه نوپاي اسلامي شاهد ۲۷ غزوه و ۳۸ سريه بود . جنگهايي نظير احد ، خندق ، خيبر و … . نتيجه جنگهاي پيامبر اکرم (ص) قدرت و شوکت مسلمانان بود تا جايي که بسياري از قبائل با مسلمانان پيمان عدم تعرض امضا نمودند که مهمترين اين صلحها “صلح حديبيه” بود . پيامبر اکرم (ص) در سال هفتم هجرت نامه هايي براي سران حکومتها نوشت و توسط سفيران خود به سرزمينهاي ايران ، روم ، حبشه ، مصر ، يمامه ، بحرين و … اعزام کرد و بدين وسيله رسما ، اسلام در جهان اعلان موجوديت کرد . ماه مبارک رمضان سال هشتم هجرت “مکه مکرمه” بدست رسول خدا فتح شد . سال نهم هجرت سال موفقيت کامل حضرت رسول در سرزمين حجاز بود . در مراسم حج آن سال ، برائت از مشرکين توسط مسلمين اعلام شد . اين پيام در عيد قربان آن سال توسط امير المومنين علي (ع) به مشرکان ابلاغ شد و ۴ ماه بدانها مهلت داده شد که تکليف خود را با اسلام يکسره کنند . در پي اين واقعه قبائل مختلف به مدينه سرازير شدند و يا اسلام آوردند و يا حاضر به پرداخت جزيه شدند که به جهت کثرت ورود نمايندگان به مدينه و اعلام وفاداري ، آن سال را “عام الوفود” ناميدند . سال دهم هجرت پيامبر اکرم (ص) از جانب خدا مامور شد آخرين حج خود را بجا آورد که به “حجة الوداع” معروف شد و در راه بازگشت از حج واقعه بزرگ “غديرخم” اتفاق افتاد و پيامبر اکرم (ص) ، علي (ع) را به عنوان خليفه و ولي بعد از خود معرفي کرد . آن حضرت کمي پس بازگشت از حج در بستر بيماري افتادند و سرانجام در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال يازدهم هجرت ، دار فاني را وداع گفتند . ايشان غير از فرزنداني که از خديجه (س) داشت پسري از ماريه بنام ابراهيم داشتند که همگي بجز سرور کائنات فاطمه زهرا سلام الله عليها قبل از ايشان وفات يافته بودند . ايشان در طول زندگي نه همسر برگزيدند . معجزه و کتاب ايشان “قرآن” نام دارد و از بارزترين صفات شخصي ايشان اخلاق و حسن خلق مي باشد . عمر مبارک حضرت رسول اکرم (ص) ۶۳ سال بود.

معجزاتي كه زمان تولد پيامبر”ص” روي داد:

۱- ايوان كسري لرزيد و ۱۴ كنگره عظيم آن فرو ريخت ولي خانه گلي پيرزني در اطراف آن خراب نشد . ۲- آتشكده فارس بدون هيچ علتي پس از ۱۰۰۰ سال خاموش شد . ۳- بتهاي دور كعبه فرو ريخت . ۴- درياچه ساوه كه سالها مورد پرستش بود خشك شد. ۵- وادي سماوه كه سالها كسي در آن آب نديده بود جاري از آب خروشان شد. ۶- تخت پادشاهان سرنگون شد . ۷- جميع پادشاهان لال گشتند. ۸- نوري اطراف جهان را در بر گرفت. ۹- سحر ساحران و علم كاهنان برطرف شد.

چرا محمد امين؟

آرامش و وقار و سيماي متفکر “محمد” از زمان نوجواني دربين همسن و سالهايش کاملا مشخص بود. به قدري ابو طالب به اوعلاقه داشت که هميشه دوست داشت با او باشد و دست نوازش بر سر و رويش کشد و نگذارد درد يتيمي او را آزار دهد. محمد دوران نوجواني و جواني را مي گذراند. دراين دوران که براي افراد عادي، سن ستيزه جويي و آلودگي به شهوت و هوسهاي زودگذراست، براي محمد جوان، سني بود همراه با پاکي، راستي و درستي، تفکر و وقار و شرافتمندي و جلال.در راستي و درستي و امانت بي نظير بود. صدق لهجه، راستي کردار، ملايمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکاربود. از آلودگيهاي محيط آلوده مکه بر کنار، و دامنش ازناپاکي بت پرستي، پاک و پاکيزه بود بحدي که موجب شگفتي همگان شده بود آن اندازه مورد اعتماد بود که به “محمد امين” مشهور گرديد. “امين” يعني درست کار و امانتدار. درچهره محمد از همان آغاز نوجواني و جواني آثار وقار و قدرت وشجاعت و نيرومندي آشکار بود. در سن پانزده سالگي در يکي ازجنگهاي قريش با طايفه “هوازن” شرکت داشت و تيرها را ازبدن عموهايش بر طرف مي کرد. اين دلاوري بعدها در جنگهاي اسلام بادرخشندگي هر چه بيشتر آشکار شد چنانکه علي (ع) که خود ازشجاعان ودلاوران روزگار بود درباره محمد (ص) گفت : هر موقع کار درجبهه جنگ بر ما دشوار مي شد، به رسول خدا پناه مي برديم و کسي از ما به دشمن از او نزديکتر نبود “با اين حال از جنگ وجدالهاي بيهوده و کودکانه پرهيز مي کرد. عربستان در آن روزگارمرکز بت پرستي بود. افراد يا قبيله ها بتهايي از چوب و سنگ يا خرما مي ساختند و آنها را مي پرستيدند. محيط زندگي محمد به فحشا و کارهاي زشت و مي خواري و جنگ و ستيز آلوده بود، با اين همه آلودگي محيط ، محمد هرگز به هيچ گناه و ناپاکي آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستي همچنان پاک ماند. روزي ابوطالب به عباس که جوانترين عموهايش بود گفت : هيچ وقت نشنيده ام محمد (ص) دروغي بگويد و هرگز نديده ام که با بچه ها در کوچه بازي کند”. از شگفتيهاي جهان بشريت است که با آن همه بي عفتي و حضور زنان و مردان آلوده در آن ديار که حتي به کارهاي زشت خود افتخار مي کردند و زنان بدکار بر بالاي بام خانه خود بيرق نصب مي نمودند، محمد (ص) آنچنان پاک وپاکيزه زيست که هيچکس- حتي دشمنان- نتوانستند کوچکترين خرده اي بر او بگيرند.کيست که سيره و رفتار او را از کودکي تاجواني و از جواني تا پيري بخواند و در برابر عظمت و پاکي روحي و جسمي او سر تعظيم فرود نياورد؟!

صفات پيامبر”ص”:

خداوند در حق رسول مکرمش محمد بن عبد الله (ص) مي فرمايد: “انک لعلي خلق عظيم”. (براستي که صاحب اخلاق بزرگي هستي) [قلم/۴] بنده ناتوان چه مي تواند در حق پيامبري که سراپا فضيلت و رحمت و منبع خير و نيکي و بزرگواري است بگويد؟ آنچه مي گويم قطره اي است از دريا. خوي پيامبر (ص) و رفتار آن بزرگوار و کردار آن حضرت، سرمشق مسلمين و بلکه نمونه عالي همه انسانها است و در حقيقت تجسم اسلام. پيغمبر (ص) به همه مسلمانان با چشم برادري و با نهايت مهر و محبت نگاه مي کرد.آن چنان ساده و بي پيرايه لباس مي پوشيد و بر روي زمين مي نشست و در حلقه ياران قرار مي گرفت که اگر ناشناسي وارد مجلس مي شد، نمي دانست پيغمبر (ص) کدام است. در عين سادگي، به نظافت لباس و بدن خيلي اهميت مي داد. وضوي پيامبر (ص) هميشه با مسواک کردن دندانها همراه بود. از استعمال عطر دريغ نمي فرمود. هميشه با پير و جوان مؤدب بود. هميشه در سلام کردن پيش دستي مي کرد. تبسم نمکيني هميشه بر لبانش بود، ولي ازبلند خنديدن پرهيز داشت. به عيادت بيماران و تشيع جنازه مسلمانان زياد مي رفت و هيچگاه محبت ديگران را از ياد نمي برد.مهمان نواز بود. يتيمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار مي داد. دست مهر بر سر يتيمان مي کشيد. ازخوابيدن روي بستر نرم پرهيز داشت و مي فرمود: “من در دنياهمچون سواري هستم که ساعتي زير سايه درختي استراحت کند وسپس کوچ کند”. با همه مهر و نرمي که با زيردستان داشت دربرابر دشمنان و منافقان بسيار شديد برخورد مي کرد. در جنگها هرگز هراسي به دل راه نمي داد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزديکتر بود. دشمنان سرسختش( کفار قريش) رادر فتح مکه عفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پيامبر (ص) شدند و دسته دسته به اسلام روي آوردند. از زر و زيور دنيا دوري مي کرد.اموال عمومي را هرچه زودتر بين مردم تقسيم مي کرد و با آن که فرمانروا و پيامبر خدا بود هرگز سهمي بيش از ديگران براي خود برنمي داشت. براستي آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق براي همگان بود.

دسته: عترت | نويسنده: akbari


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

قرآن

إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون. ما قرآن را نازل كرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم-سوره حجر.آيه9

حدیث روز

حضرت عبدالعظیم ع

حضرت امام حسن عسكري عليه السلام:كسي كه عبدالعظيم عليه السلام را در ري زيارت كند همانند كسي است كه حضرت امام حسين عليه السلام را در كربلا زيارت كرده است

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

بايگاني

پيام

جناب آقاي قرباني.مصيبت وارده را به شما وخانواده محترم تسليت عرض نموده از خداوند متعال براي آنمرحوم طلب مغفرت وبراي بازماندگان صبرمسئلت مي نمائيم
No Image No Image