No Image
به پایگاه اطلاع رسانی هیئت محبین قرآن و عترت(دارالثقلین) خوش آمدید!
آسیب شناسی سیاسی اجتماعی فرهنگ انتظار پيوند ثابت

نوشتار حاضر، متضمن تبیین مفهوم انتظار و جایگاه مهدویت است. هرچند که عنوان مقاله، آسیب‌شناسی اجتماعی سیاسی مهدویت است. اما از آنجا که منشأ آسیب‌های اجتماعی سیاسی، برداشت‌های غلط و انحرافی از مقوله انتظار و مهدویت می‌باشد. لذا لازم دانسته‌ام که ابتدا به تبیین مفهوم انتظار و مهدویت بپردازم.و از آنجا که همیشه در طول تاریخ، این واژه‌های دینی و ارزشی مورد دست برد و سوء استفاده نا اهلان قرار می‌گیرد، تا با تمسک به آن به نان و نوایی برسند و این مقوله مترقی مهدویت هم از این سوء استفاده ایمن نمانده است، لذا پرداختن به آسیب‌های آن ضروری می‌نماید

.

این آسیب‌ها برخاسته از عوامل مختلفی است که باعث بروز آسیب در حوزه فردی اجتماعی و سیاسی شده است. و ما با بررسی این موارد و بیان پیامدهای آن سعی بر آشکار نمودن زیان‌های آن در حوزه فردی و اجتماعی خواهیم داشت، البته خاستگاه آسیب‌های اجتماعی سیاسی همان آسیب‌های عقیدتی، تربیتی می‌باشد یعنی تا زمانی‌که افکار و عقائد مردم در مسیر صحیح انتظار قرار نگیرد و انحرافات، کج فکری و کج فهمی در مقوله انتظار در جامعه نمایان باشد، همیشه یک عده سودجو و فرصت‌طلب و شهوت‌پرست از ساده لوحی و یا جهالت مردم استفاده کرده و از دوش مردم بالا رفته و تأمین منافع و ارضاء شهوات خود نموده، و در این کشاکش جهالت و سودجویی، دشمنان دین بیکار ننشسته و بر طبل تفرقه و تشتّت کوبیده و از این بازار آشفته، سلطه خود را بر ممالک اسلامی مستحکم‌تر می‌نماید و اعتقادات ما را به بازی می‌گیرند.

با روشن‌گری اعتقادی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی، می‌خواهیم بپردازیم به آن‌چه که بعد از ۱۴۰۰ سال بعد از پیدایش اسلام، در قرن حاضر به نام انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به وقوع پیوست که روح و محتوی آن زمینه‌سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است امام، همه آن دیدگاه‌های افراطی و تفریطی و آسیب‌های فکری، اجتماعی و سیاسی را در مقوله انتظار، پس زده است و با پدید آوردن چنین نهضت اسلامی در زمان غیبت امام زمان(عج) راه را برای عدالت خواهان جهان در مسیر اتصال به انقلاب بزرگ جهانی همواره ساخته است. بدون آنکه از مسیر انتظار و عشق به مهدی موعود(عج) خارج شوند. بلکه روح انتظار است.

مقدمه
اندیشه مهدویت یکی از توان‌مندترین عوامل رشد دینی و از مترقی‌ترین نظریات سیاسی دینی ماست، که ریشه عمیق در باورهای شیعیان دارد و گسترش آن باعث رشد و بالندگی هرچه بیشتر جامعه، در حوزه اندیشه عقیده و اجتماع و سیاست، و حفظ آن از فرو افتادن در فساد و تباهی است.

مسئله اساسی مهدویت این است که بالاخره یک روزی، این دنیا با همه شر و ناکامی‌ها، عاقبت به خیر می‌شود و بشر به یک زندگی مناسب دست می‌یابد، از ادیان الهی مثل یهودیت و مسیحیت گرفته تا مکاتب بشری به آینده ایده‌آل برای زندگی بشر اعتقاد دارند و مژده آن را داده‌اند، و در حقیقت، محتوا و روح مهدویت بر تاریخ حکومت می‌کند، چه آنها که به آن ملحق شده‌اند و چه آنها که در مقابل آن قصد صف‌آرایی دارند تحت تأثیر این واقعیت هستند، مسیر حرکت جامعه را این اصل مهدویت تعیین می‌کند. جز گروه‌های پوچ‌گرا، تقریباً همه و همه بر این نکته اتفاق دارند که بشر بالاخره روزی سعادت و آرامش را به چشم خود خواهد دید.

به روایت تاریخ، پس از رحلت رسول اکرم(ص) به‌ویژه پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) اسلام از مسیر مستقل خود خارج شد و تعصبات نژادی و اشرافیت ایرانی و رومی دربار خلفای مسلمان را فرا گرفت و روز به روز جامعه اسلامی از شعائر اسلامی فاصله گرفت. و عدالت اجتماعی رخت بربست تا جایی که آروزی رهایی از ظلم حکام ستم‌گر به ظاهر مسلمان و بازگشت به دوران معنوی و مساوات اساسی صدر اسلام، آرمان همه درد‌مندان مسلمان از عالم و عامی گردید.

واقعیت این بود که این آرمان محال می‌نمود، اما در این میان، شیعه با اعتقاد به ظهور مهدی موعود(عج)، این آرمان را یک واقعیت و دوران ظلمانی را ناپایدار و زودگذر دانسته و در آروزی فرج به انتظار با جلوه‌گری‌هایش پرداختند.

از ارکان مهم مهدویت، حکومت جهانی اوست، که دارای مبانی، آرمان‌ها و دستاوردهایی بزرگ است، خداپرستی، عدالت‌خواهی، تعالی جویی، خاتمیت، جهان شمولی اسلام امامت معصوم و حکومت دینی ولایی از مبانی فلسفی و کلامی حکومت مهدوی است، لذا تصدیق آن در گرو پذیرش اصول یاد شده است. که این آرمان‌ها از نیازهای فطری بشرند و دلیل بر حتمیت وقوع آن.

اندیشه مهدویت با این ویژگی‌های منحصر به فرد خود در عین حال مظلوم‌ترین مسائل بوده هست چرا که اسیر کج فکری بعضی گروهها و سوء استفاده گروهی دیگر قرار گرفته‌ است.

از یک سو نسیم انتظار مهدی موعود(عج) عاملی برای امید و قوّت روحیه ماست. و از سویی دیگر، اصل انتظار در معرض مهلکه و خطر.

این مقوله به دلیل اثرات حیات‌بخشی که دارد در معرض آسیب‌های فراوان قرار دارد که کوتاهی در شناسایی آنها موجب می‌شود که این امر مهم به دست افرادی ناشایست کم دانش و بی‌دانش بیافتد.

و در نتیجه مسئله مهدویت بازیچه دست فرصت‌طلبانی گردد که با ادعای مهدویت به هر وسیله ممکن به اهداف شخصی خود یا اهداف استعماری دست یابند. که این گناهی نابخشودنی، بازی کردن با اعتقادات مردم، انحراف از صراط مستقیم و کشاندن به مذهب‌های ساختگی شیطانی است.

آن‌چه که به دنبال طرح آنیم آسیب‌هایی است که پیش از ظهور و در دوران غیبت رُخ می‌دهد. بر کسی پوشیده نیست که غرب استعمارگر طی یکی دو قرن اخیر همواره جهت سلطه بر سرزمین‌های اسلامی، سعی در فرقه‌سازی و فرسایش نیروهای مسلمین داشته تا با ایجاد اختلاف، زمینه‌های بیشتری را برای سلطه خود فراهم آورد که در این جریان هم از نام مهدویت سوء استفاده شده است.

در تاریخ اسلام بسیار می‌بینیم که افرادی به‌خاطر دستیابی به قدرت یا دسیسه استعمار یا اهداف شخصی از عنوان مقدس مهدی موعود (به نام مهدویت یا نیابت) سوء استفاده کردند که این از همان قرن اول هجری آغاز شده و در دوره خلافت عباسیان به اوج خود رسید. که این در جوامع اسلامی تأثیرات بسیار بدی را از لحاظ عقیدتی، تربیتی، اجتماعی و سیاسی گذاشته است.

در عین حالی‌که اعتقاد داریم خداوند متعال خود، این اصل را تا زمان تحقق آن حفظ خواهد کرد، و ما هستیم که باید با درایت و شناخت کامل خود را از آن انحرافات و آفت‌ها مصون و ایمن بداریم بنابراین ضرورت دارد که آن عوامل آسیب‌زا را بشناسیم و آن آسیب‌ها را از فکر و جامعه خود بزداییم. در این اقیانوس متلاطم و طوفان‌زده فانوس الهی (مهدویت) به دست گیریم تا به ساحل نجات و أمن رهنمون شویم.

مفهوم انتظار
امام زین‌العابدین(ع) فرمود:انتظار الفرج من أعظم العمل؛
انتظار فرج از برترین اعمال است.

انتظار فرج که افضل اعمال شمرده شده است برداشت‌های متعددی از آن شده است که قدر جامع آنها به دو برداشت بر می‌گردد و این دو برداشت مسیر جامعه اسلامی را ترسیم کرده است، یا موضع انفعالی از خود نشان داده و در مقابل سیاست‌های زور و تزویر سکوت نموده است و راه انزوا را در پیش گرفته به امید این‌که روزی امام غائب(عج) ظهور کند و ظلم و فساد را از بین ببرد.

اما در عین حال، جامعه با ظلم و ظالم و مظاهر تباهی و فساد کنار بیاید و سازش نماید و در برابر هر آن‌چه که حکام مستبد و استعمارگران متجاوز بر سر مردم مظلوم جهان می‌آورند بی‌تفاوت باشد و نهایت کاری که انجام می‌دهد در کنج خانه و مسجد دعا کند و یا حتی دعا نکند بلکه توهم چنینی او را گرفته باشد که هر چقدر ظلم و فساد بیشتر شود، ظهور حضرت حجت نزدیکتر می‌شود، این یک نوع انتظار است که به انتظار ایستا و انفعالی و منفی شناخته می‌شود.

و یا موضع فعال، پویا و سازنده از خود نشان داده و در مقابل زورگویان و ستم‌گران ایستادگی و مقاومت نموده تا زمینه را برای ظهور حضرت مهدی(عج) آماده نماید، لذا به خودسازی و هدایت جامعه در مسیر حق طلبی و عدالت‌خواهی می‌پردازد، که این نوع انتظار به انتظار سازنده، مثبت و محرک شناخته می‌شود. به عبارت دیگر پیش شرط ظهور در برداشت اول «انتظار منفی» فراگیری ظلم و فساد در جامعه می‌باشد و در برداشت دوم «انتظار مثبت» فراگیری عدالت‌خواهی و آمادگی عموم مردم برای ظهور حضرت(عج) می‌باشد و مسئله ظلم و فساد توصیف ظرف ظهور است نه پیش شرط ظهور.

این دو نوع برداشت از انتظار، سرنوشت جامعه اسلامی را در تاریخ رقم زده است و آن‌چه که در پیش روی ما در آینده رقم خواهد خورد بر اساس نظریه حاکم در این دو برداشت می‌باشد. و آن این‌که عزت و سربلندی و تکامل و پیشرفت، ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی در سایه انتظار صحیح ارمغان جامعه باشد و یا سرخوردگی و ذلت، عقب‌افتادگی و انزوا در سایه انتظار ناصحیح بر تارگ پیشانی ما نقش ببندد.

اینک اشاره‌ای به کلمات بزرگان دین و تحقیق می‌نمایم:
امام خمینی:
۱.
برخی انتظار فرج را در دعا برای فرج و اصلاح جزئی منحصر می‌دانند.

۲. برخی حتی امر به معروف و نهی از منکرهای جزئی را هم بر نمی‌تابند چون معتقدند در دوران غیبت کاری از آنها بر نمی‌آید و تکلیفی ندارند.

۳. کاری به فساد جامعه نداریم و جامعه بایستی به حال خود رها شود تا زمینه ظهور فراهم آید.

۴. می‌گویند نه تنها نباید جلوی مفاسد و گناهان را گرفت بلکه بایستی به آنها دامن زد تا زمینه ظهور زودتر فراهم شود.

۵. گروهی، هر حکومتی را به هرشکل. باطل و برخلاف اسلام می‌داند با استدلال به روایت کل رایۀٍ ترفع …. .

قرآن و ضرورت اسلام تکلیفمان کرده که باید برویم همه کار را بکنیم اما نمی‌توانیم بکنیم چون نمی‌توانیم باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را، فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم کار را همچو بکنیم که مهیا شود عالم برای آمدن حضرت مهدی(عج) همانطور که می‌بینیدحضرت امام معتقد است حقیقت انتظار، تلاش و مهیا بودن برای ظهور و زمینه‌سازی برای حکومت حضرت صاحب‌الأمر(عج) است.

شهید مطهری انتظار فرج را به دو نوع سازنده و ویران‌گر تقسیم می‌کند و می‌فرماید:
۱.
انتظار ویران‌گر: قشری از مردم قیام حضرت را صرفاً ماهیت انفجاری می‌دانند که فقط از گسترش و اشاعه ظلم‌ها و تبعیض‌ها و فسادها ناشی می‌شود، آنگاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت طرفداری نداشته باشد باطل یکه‌تاز و حاکم باشد، فرد صالحی یافت نشود این انفجار رخ می‌دهد، دست غیب برای نجات حقیقت نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد بنابراین هر اصلاحی محکوم است. زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است تا در صحنه اجتماع یک نقطه روشن است دست غیب ظاهر نمی‌شود و بالعکس هرگناه و ظلم و حق‌کشی مقدمه صلاح کلی است. لذا بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد است. این گروه مصلحان و مجاهدان را با نوعی بغض و عداوت می‌نگرند چون آنها را تأخیراندازان ظهور حضرت می‌شمارند. این نوع انتظار موجب نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی می‌شود و نوعی اباحی‌گری است که به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی وفق نمی‌دهد.

۲. انتظار سازنده: در این نوع انتظار، ظهور حضرت حلقه‌ای است از حلقات مبارزه اهل حق و باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می‌شود. عده‌ای از آیات قرآن کریم ریشه این اندیشه است، و در روایات اسلامی به آنها استناد شده است.

شهید سید محمدباقر صدر می‌نویسد:مهدویت تبلور یک الهام فکری است که مردم، از دریچه آن، روز موعود را می‌بینند، مهدی(عج) تنها یک اندیشه نیست که ما در انتظار ولادت او باشیم و یک پیش‌گوئی نیست که به امید مصداق آن نشسته باشیم بلکه مهدی(عج) یک واقعیت خارجی و آماده باش است که ما منتظر عملیات او هستیم تفکر نفی هر نوع ظلم و ستم ـ اینک در شخص پیشوای منتظر تجسم یافته… .

انتظار، راز نهفته بقای تشیع
انتظار، دارای مؤلفه‌های زیادی است که همان موجب بقای تشیع شده است که این مؤلفه‌ها از انتظار مثبت نشأت می‌گیرد و در صحیفه علمی و عملی جهان تشیع به روشنی مکتوب و مضبوط است:
۱.
نفی فساد، ظلم، بی‌عدالتی و تباهی

۲. عدم پذیرش حکومت‌های سیاسی نامشروع

۳. امید به فرج و گشایش

۴. تلاش برای پیش‌رفت

۵. قیام و انقلاب مستمر

۶. تشکیل حکومت‌های مشروع و دینی

۷. عدم سازش در برابر ظالمان،

ـ به تعبیر دکتر علی وردی «استاد جامعه‌شناس دانشگاه بغداد»:
تشیع آتشفشان خاموش کوهسار اسلام است که گاه و بیگاه، دود، بخار، لرزه و تکان اندکی «پدید می‌آورد و همین تأثیر اندک، ریشه تمام انقلابات دنیای اسلام است.

ـ و این حقیقت را دشمنان صهیونیستی خوب پی برده‌اند و برای کاستن و یا زدودن این تفکر به دست و پا افتاده‌اند تا روحیه انتظار را از درون شیعیان بزدایند و یا به انحراف بکشانند که نتیجه آن انحراف همان انتظار ویران‌گر است.

در جلسه تلاویو مطرح شد:که شیعه به دو جریان تعلق دارد، یک خط سرخ حسینی و دیگری خط سبز مهدوی، که با مخدوش کردن آنها چیزی برای شیعه باقی نمی‌ماند.

ـ حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی همین حقیقت را به این‌گونه مطرح می‌کند:
که انتظار حکومت مهدی مرکب از دو عنصر نفی و اثبات است که اگر این دو عنصر ـ یعنی نفی هم‌کاری با عوامل ظلم و فساد و حتی درگیری با آنان از یک سو، و خودسازی و خودباوری و جلب آمادگی جسمی و روحی برای شکل‌گیری آن حکومت واحد جهانی از سوی دیگر، ـ در روح انسان (و جامعه) به صورت ریشه‌‌دار حلول کند کاملاً سازنده و عامل تحرک و آگاهی و بیداری است.

«انتظار فرج یکی از عقائد انسان‌ساز و انقلاب آفرین، و از مهم‌ترین منابع الهام و شوق‌دهی برای زمینه‌سازی» «جهت ایجاد تحول و تکامل و سوق دادن انسان‌ها به سوی حکومت عدل و ایمان است، از دیدگاه اسلام به» «خصوص مذهب حق تشیع، انتظار همه‌گاه، برانگیزنده، تحرک‌بخش، جنبش آفرین، سرچشمه شور و» «مقاومت، ایثار و قیام و حرکت مستمر است».

اگرچه این دو برداشت از مقوله انتظار، همواره در عرصه‌های علمی و عملی عموم شیعیان در طول تاریخ مشهود است، اما در مجموع اگر رکودی هم از ناحیه انتظار انزوایی وجود داشته به صورت مبارزه منفی در کنار عدالت‌خواهان نمودار شده است یعنی در حقیقت آن روی سکه هم به یاری اسلام و مسلمانان آمده است «و این‌را باید بگویم که تفکر متحجر و راحت طلب در این مقوله ضربه خود را زده است و باعث خساراتی به جامعه دینی شده است، اما آن‌چه که در مسیر پویایی این قرار داشته و در مقابل دشمنان دین و حقیقت می‌ایستاده، اگرچه در زمان‌هایی در اقلیت قرار داشته‌اند اما حقیقت تفکر شیعی را زنده نگه داشته‌اند و همان است که می‌گوئیم راز نهفته بقاء تشیع می‌باشد». در عین حال با توجه به سیر تحولات سیاسی اجتماعی ایران و جهان و ضرورت اقدام‌های اصلاح طلبانه و انقلابی، برداشت صحیح از انتظار نظریه غالب در میان شیعه گشت و آثار شگفتی نیز به بار آورد.

شجاعی زند، در مقاله دین و ملت:…. شیعه با یک ارزیابی منفی از شرائط، عملاً خود را از حوزه اقتدار سیاسی جامعه کنار کشید اما به لحاظ نظری هم‌چنان بر اندماج دین مصر بود، انغزال و انقطاع از اقتدار سیاسی جامعه، در عمل دو صورت متفاوت پیدا می‌کرد:
۱.
کناره‌جویی پارسایانه و بی‌تفاوتی نسبت به تحولات سیاسی پیرامون،

۲. تلاش فعالانه برای تصاحب یا منقاد ساختن قدرت سیاسی حاکم جهت مراعی داشتن اصول و مقررات شریعت.

یا دکتر حمید عنایت، مسئله برداشت‌های مختلف آنان را بدین‌گونه مطرح کرده است:… اکثر شیعیان در طول تاریخ به جای شورش علیه دولت‌هایشان، ترجیح دادند نسبت به سیاست بی‌اعتنا باشند… همان‌طور که شیعیان ۱۲ امامی، از نظر سیاسی مانند شمشیر دو لبه‌ای هستند که می‌تواند طرفداران را به مبارزه تشویق و یا آنان را به آرامش و فروتنی دعوت کنند.

ـ روحیه اصلاح‌طلبی و پیشرفت، قیام علیه بی‌عدالتی‌ها، تلاش برای پیشرفت و تکامل، مبارزه با ظالمان، عدم هم‌راهی با حاکمان نامشروع، تشکیل حکومت صالح وبرداشت‌های صحیح و مجاهدانه از انتظار است که این حقیقت در عرصه نظر از افکار حضرت امام سرچشمه گرفته چرا که در عرصه عمل در شکل انقلاب اسلامی تجلی یافته است. در حقیقت، بعد از وقایع مشروطیت، سکوت گوشه نشینی و بی‌تفاوتی نسبت به مسائل سیاسی اجتماعی امری نادرست و غیرقابل پذیرش است و این در جریان پیروزی انقلاب اسلامی به اوج خود رسید.

انتظار در آیات و روایات
همان‌طور که گفته شد برداشت‌های مختلفی از مفهوم انتظار شده است، لذا لازم است به منابع دینی خود یعنی کتاب و سنت و عقل مراجعه کنیم تا ببینیم برداشت صحیح از دیدگاه اسلام و قرآن کدام است.

ـ گروهی که معتقد به انتظار ایستا و سکوت هستند، استناد کلامشان به حدیثی است که پیرامون آن بحث‌های متفاوتی شده است، ابتداءً به حدیث و استدلال به آن می‌پردازیم:

متن حدیث:
این حدیث به حدیث رایت معروف است که در منابع حدیثی ما از امام باقر(ع) و از امام صادق(ع) نقل شده است:
عن الباقر(ع): کلُّ رایۀٍ تُرفَعُ قبلَ رایۀٍ القائم صاحبها طاغوتٌ.
عن الباقر(ع): کلُّ رایۀٍ تُرفَعُ قبلَ قیام القائم صاحبها طاغوتٌ.
عن ابی‌عبدالله(ع): کلُّ رایۀٍ تُرفَعُ قبلَ قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله عزوجل

ترجمه: امام باقر و امام صادق(ع) فرمودند:هر پرچم و قیامی قبل از قیام حضرت مهدی(عج) طاغوت و باطل است.

این حدیث هم از نظر سند مورد بحث قرار گرفته است و هم از نظر دلالت، که از نظرتان می‌گذرد:
(۱)
از جهت سند ضعیف شمرده شده است.

شهید سید مصطفی خمینی این‌گونه بیان کرده است:
آن‌چه که در کتاب غیبت نعمانی و کافی و وسائل از ابن یعقوب از احمد بن محمد، عن حسین بن سعید، از حماد بن عیسی، از حسین به مختار، از ابی‌بصیر از امام صادق(ع) روایت کرده است…. سند آن صحیح نیست. به سبب حسین که در سلسله روات آن وارد شده است که او ضعیف است جداً، به او توجه نمی‌شود، کذاب و وضاع حدیث است، و شیخ طوسی در رجالش فرمود: او واقفی است.

البته این حدیث را همه صحیح دانستند ولی از جهت دلالت آن سخنان زیادی گفته شده است به این‌که اگر به ظاهرش اخذ کنیم باید آن را کنار بزنیم، پس باید به خلاف ظاهر آن عمل کنیم.

شهید سیدمحمدباقر حکیم در تفسیر سوره حمد فرمودند:
در علم اصول در باب تعارض بحث شده که روایات کثیره‌ای دلالت بر مرجعیت قرآن دارد در فهم روایات، از قبیل قول امام صادق(ع) که فرمودند: ما لم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف» و «… فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه» «در صورت تعارض احادیث به قرآن عرضه بدارید، حدیثی که مخالف کتاب قرآن باشد زخرف و بی‌اساس است و آن را دور بیاندازید» سید شهید صدر تفسیر عامی را برای این نصوص ذکر کرده است و فرمود هر سخنی که از اهل بیت(ع) و رسول اکرم(ص) روایت شده است اگر با روح قرآن معارض بود، آن زخرف و باطل است و ترک آن واجب است از قبیل آن‌چه که در بعض روایات به سند صحیح معتبر وارد شده است که: کل رایۀ …. اگر بر ظاهر آن اخذ کنیم، منافات دارد با روح قرآن و آیاتی که دلالت بر وجوب مقاومت مقابل کفر و ظلم و فساد دارد، همان‌طور که صحت سند روایت موجب یقین به آن نمی‌شود بلکه به ظنی بودن خود باقی است

. پس یا از جهتی طرح می‌شود و به غیر ظاهر حمل می‌شود با فرض این‌که این پرچم و قیامی که باطل شمرده شده است مراد پرچم مقابل پرچم امام زمان باشد یا بدون اذن حضرت است. و یا این‌که در مقام بیان واقع خارجی است و معرفی پرچم‌های برافراشته زمان صدور حدیث.

امام خمینی با صراحت در مقابل کسانی که به این حدیث استدلال می‌کنند و با هر قیام حق‌طلبی و عدالت‌خواهی و و ظلم‌ستیزی مخالفت می‌کنند. می‌فرماید:
یک دسته دیگری بوده‌اند که می‌گفتند، هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق شود این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند شود قبل از ظهور حضرت، آن علم باطل است، آنها خیال کرده بودند هر حکومتی باشد در صورتی که آن روایات، علم مهدی به عنوان مهدویت بلند کند، حالا ما فرض کنیم یک همچه روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیفمان دیگر ساقط شده؟ یعنی خلاف ضرورت اسلام خلاف قرآن … اینها بعضی‌اشان بازیگر، و بعضی‌ نادان … مسئله این است که دست سیاست در کار بوده … اگر فرض می‌کردیم دویست روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم، چون خلاف آیات قرآن است، ….

آن‌چه که حقیقت این روایت است با روح قرآن منافات ندارد که بماند بلکه توجه دادن به فرصت طلبانی است که از این اندیشه مهدویت و انتظار سوء استفاده کرده و خواهند نمود. در حقیقت بیدار باشی است به جامعه بشری و اخبار از وقایع پیش رو و آینده است تا مراقب و بیدار باشند.

آن‌چه که در عصر امام معصوم(ع) و بعد از آن در قرون متمادی در زمینه انقلاب و قیام و ادعا پدید آمده است به خوبی مقصود کلام امام(ع) را روشن می‌کند، چه ادعاهایی و نهضت‌هایی که صورت گرفته، و امام(ع) انگیزه آنها را معیار صحت و فساد آن بیان کرده است، آنجا که سخن از زیدبن علی بن الحسین(ع) به میان می‌آید بر او سلام می‌فرستد و او را شهید راه حق و حقیقت معرفی می‌کند و با احترام از او یاد می‌کند و آنجا که ادعای مهدویت محمد نفس زکیه از طرف پدرش عبدالله محض به دسیسه ابوجعفر منصور عباسی مطرح می‌شود و امام صادق(ع) از آن منع می‌کند و جهت را تعیین می‌کند خود بیانگر این است که آن حدیث رایت، تفسیرش به این است که قیام برای حق و عدالت و مبارزه با ظلم و ستم وظیفه است اما ادعای امامت و مهدویت کردن باطل و طاغوت است.

حدیث، راه درست را مشخص نموده است اما فهم ناصحیح از آن موجب آسیب‌هایی در جامعه برای مردم شده است، راه دین و قرآن روشن است و آن این‌که تکلیف در دوران غیبت باقی است، امر به معروف نهی از منکر. ظلم‌ستیزی، عدم سازش با ظالمان، عدالت‌خواهی، مقاومت در مقابل ستم‌گران و استعمارگران، و …، اما در این بین فرصت طلبانی با اهداف شخصی یا سیاسی از واژه مقدس مهدویت وارد صحنه می‌شوند و آن نقطه امید را وسیله‌‌ای برای رسیدن خود به منافع و مطامع شخصی و سیاسی و یا سلطه بر جوامع اسلامی قرار می‌دهند، لذا امام(ع) با پیش بینی و تیزبینی خود به این‌ آفت‌ها اشاره کرده تا نقشه آن سود جویان و استعمارگران را نقش بر آب نماید.

اشاره‌ای می‌نمایم به آن‌چه که در عصر امام صادق(ع) به عنوان مهدویت مطرح شده است «بنی عباس برای کنار زدن بنی‌امیه از مسند قدرت و حکومت به هر حربه‌ای دست می‌زد از جمله این‌که با درخواست از امام صادق(ع) برای برعهده گرفتن رهبری قیام بر علیه بنی‌امیه سعی داشتند تا از جایگاه امام(ع) و قدرت شیعه به نفع خود استفاده کنند اما امام(ع) نقشه آنها را می‌دانست لذا با پاره کردن نامه، جواب رد بر سینه آنها زد، آنها بعد از نا امیدی از امام صادق(ع) با نوشتن نامه به عبدالله محض این نقشه را پیاده کردند و به هدف خود رسیدند: «به عبدالله محض نوشته‌اند که فرزند محمد همان مهدی موعود است و ما با او بیعت می‌کنیم، عبدالله محض باورش شد، در عین حال وقتی که امام صادق(ع) او را نصحیت نمود که فریب عباسی‌ها را نخورد، با دیده بدبینی آن را تلقی کرد و شد آن‌چه نمی‌بایست شود.

چرا محمد بن عبدالله را انتخاب کردند؟ محمد بن عبدالله محض یک خال در پشت دارد که بر اساس روایات اسلامی: مهدی(عج) هم نام پیامبر است و یک خال در پشت دارد ـ لذا به عنوان مهدی امت با او بیعت کردند» در این قضیه سخنانی بین امام صادق(ع) و عبدالله محض مبادله شد که حقیقت را تا حدودی روشن می‌کند.

ادعای مهدویت یا امر به معروف و نهی از منکر
امام صادق(ع) خطاب به عبدالله محض فرمود:لاتفعلوا فإنَّ هذا الأمر لم یأت بعد ان کنت تری ان ابنک هذا هو المهدی فلیس به و لا هذا اوانه.
ای عبدالله! اشتباه می‌کنی، پسرت مهدی امت نیست اگر نظرت بر این است که فرزندت محمد مهدی موعود است. اشتباه می‌کنی او مهدی نیست و الآن هم زمان مهدی(ع) نیست.

و ان کنت انما ترید ان تخرجه غضباً لله و لیأمر بالمعروف و ینه عن المنکر فإنا و الله لاندعک. فانک سیخنا و نبایع ابنک فی الأمر.
و اگر برای خدا و امر به معروف و نهی از منک قیام کند ما حاضر به بیعت با او هستیم و تنهایش نمی‌گذایم. ای عبدالله، فرزندانت کشته می‌شوند و ابی‌العباس سفاح و برادرانش به حکومت می‌رسند.

همین ابوجعفر منصور، بچه‌های عبدالله محض را می‌کشد با این‌که الان با اینها بیعت می‌کند. در این حدیث واضح است که امام(ع) هر قیام و نهضتی را محکوم نمی‌کند، بلکه قیام برای حق و امر به معروف و نهی از منکر را صحه می‌گذاد و مهر تأیید می‌زند و آنجا که ادعای مهدویت بشود را باطل معرفی می‌کند.

تأیید بر این مطلب روایاتی است که در آن ادعای امامت را سرزنش می‌کند:
امام باقر(ع) می‌فرماید:من ادعی مقامنا یعنی الامامۀ فهو کافر (مشرک)

ـ برداشت این حقیر این است که این حدیث پرده از نقاب شیطانی مدعیان مهدویت بر می‌دارد آنها که چه در عصر امام معصوم(ع) خود ادعای مهدویت کردند و چه آنها که با اهداف سوئی برای دیگران مقام مهدویت قائل شده‌اند (با این‌که خود آن شخصیت چنین ادعایی را نداشته) و چه آنها که بعد از آن تا به الآن پرچم مهدویت به دست گرفته‌اند و از آن سودجویی و بهره‌برداری می‌کنند، از جاهلان ره گم کرده منفعت طلب، شهوت‌پرست ریاست طلب، تا سیاستمداران دسیسه‌گر برای سلطه بر منافع ممالک اسلامی.

لذا آنها که سنگ دین و ولایت را بر سینه می‌زنند و کنج عزلت را گزیده و به صبر و سازش می‌خوانند خطراتی که تا به امروز از این ناحیه جامعه اسلامی را تهدید می‌کند به جامعه گوشزد نمایند اگر خود سر سفره استعمار ننشسته‌اند و مزدور حاکمان ظالم و ستم‌گر نیستند.

آسیب‌های اجتماعی سیاسی از این‌جا سرچشمه می‌گیرد، لذا بحث از مدعیان مهدویت و معرفی آنها باعث تمیز دادن آن از نهضت‌های اسلامی می‌شود، نهضت‌هایی که می‌آیند تا جامعه را در مسیر رشد و بالندگی و رسیدن به انقلاب بزرگ جهانی مهدوی ره‌نمون کنند.

دعوی مهدویت
مدعیان مهدویت تا حدود ۵۰ نفر بلکه بیشتر شمرده شده است اما هریک دارای عوامل و انگیزه‌های متفاوتی بوده‌اند: بعضی به انگیزه ریاست طلبی و مقام، بعضی به طمع منافع مالی شیعه بعضی به تحریک استعمارگران و دسیسه‌های سیاسی، اگر بخواهیم به عوامل پذیرش مدعیان از جانب مردم بپردازیم بحث آسیب‌های تربیتی و فکری پیش‌ می‌آید که خود مستقلاً فتح بابی است که فقط فهرست‌وار از آن می‌گذرم:

۱. ‌کوته فکری و عدم بصیرت کافی نسبت به دین؛

۲. انحرافات اخلاقی؛

۳. انحرافات سیاسی؛

۴. وارد شدن افراد کم دانش‌ و بی‌دانش به عرصه مهدویت؛

۵. مشکلات روحی و روانی، عقده خود کم‌بینی؛

۶. توهم و خیال‌پردازی؛

۷. هوی و هوس و خواسته‌های دنیوی و جاه و مقام؛

۸. سکوت اندیشه‌ورزان و علما؛

۹. مشکلات سیاسی، اقتصادی؛

۱۰. عدم معرفت نسبت به جایگاه و شأن امام(ع) و جانشینی ایشان.

برای درمان هریک از اینها باید تلاش کرد و با بیدار کردن جامعه و ایجاد فضایی برای اندیشیدن صحیح و بالا بردن فرهنگ مطالعه و تحقیق و معرفی فرصت‌طلبان و بر ملاء کردن نیات سوء آنها می‌توان آسیب‌زدایی از فکر و عقیده مردم نمود.

و آن‌چه که دشمن را واداشته است تا بر این اعتقاد ناب شیعی دست بگذارد و سرمایه‌گذاری اساسی برای به انحراف کشیدن مهدویت و فرقه‌سازی در دل جامعه شیعی نماید این است که با ایجاد تفرقه و به هم زدن اتحاد و یکدلی سلطه خود را بر ممالک اسلامی گسترش دهد و به چاپیدن سرمایه‌های آن بپردازد، از یک طرف تزریق می‌کنند که شما در حکومت و سیاست دخالت نکنید و از طرف دیگر در وادی سیاست و حکومت افرادی را وا می‌دارند تا با استفاده از واژه مقدس مهدویت اقدام به فرقه‌سازی نمایند که نتیجه آن ایجاد تفرقه و برهم خوردن اتحاد و یکدلی است و آن‌چه که خواست استعمارگران است تحقق می‌یابد و آن اشعار استعماری؛ «تفرقه بیانداز و حکومت کن» است.

مدعیان مهدویت، آسیب‌های اجتماعی، سیاسی
نهضت‌های اجتماعی سیاسی که در جهان اسلام رخ داده است بعضی از آنها جنبه حق‌طلبی، عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم و بیداد را داشته که این از حیطه بحث ما خارج است و در حقیقت جریانی حق‌طلبانه بوده است که به وقوع می‌پیوست و ربطی به مسئله آسیب‌های اجتماعی سیاسی ندارد مثل قیام زید بن علی بن الحسین(ع) که خود ادعایی برای مهدویت نداشت اما پیروانش مختار بن ابن عبیده ثقفی، مهدویت را به محمد بن حنفیه نسبت دادند و مختار را نائب او معرفی کردند. البته اگر به دیدگاه پیروانشان بسنجیم خود آسیبی در بین آسیب‌ها شناخته می‌شود که موجب بوجود آمدن فرقه ـ زیدیه، کیسانیه می‌شود.

اما بعد از آن نهضت‌هایی با نام مهدویت پدید آمده است که به آنها اشاره می‌نمایم:
محمد نفس زکیه
که به تحریک ابوجعفر منصور عباسی، به او نسبت مهدویت دادند. برخی از مردم باوی بیعت نمودند و پدر وی عبدالله محض با وی به عنوان این‌که مهدی است بیعت نمود، که این با دسیسه و فتنه عباسی‌ها انجام گرفت.

مهدی عباسی (عباسیان)
(
به انگیزه حب ریاست و عوام فریبی و جلب دل‌ها و کسب قدرت) پدرش منصور دوانیقی ادعا کرد پسرش همان مهدی موعود است. با علم به این‌که منصور قبل از این با محمد بن عبدالله محض که وی را به مهدویت منسوب نمودند، به عنوان مهدی بیعت نموده بود.

مبلغان عباسیان مدعی مقام مهدویت برای حاکمان خود شدند و برای تضعیف حکومت بنی امیه در دمشق به جلب حمایت شیعیان پرداختند، اما زمانیکه در بغداد بر مسند قدرت مستقر شدند ادعاهای خود را در خصوص مهدویت و گرایش‌های شیعی خود را عمدتاً کنار گذاشتند. هرچند برخی از خلفای آنها هم‌چنان لقب المهدی را به نام خود ضمیمه می‌کردند.

عبدالله بن میمون
(
میلاد۲۵۱قمری) از اعراب خوزستان بود، وی به مقام داعی (اسماعیلی) نائل شد و از طرف امام مستور (امام زمان) در خوزستان دعوت و تبلیغ می‌کرد. (غیر امامی)

عبیدالله المهدی (فاطمیون)
عبیدالله المهدی بن محمد حبیب بن الامام جعفر الصادق(ع) او مؤسس دولت فاطمی در کشور مغرب بود که از مصر شروع می‌شد و به مغرب دور ختم می‌شد، در نیمه دوم قرن سوم شروع به دعوت نمود، در سال ۲۹۷ هـ با کمک یارانش به حکومت رسید خود را امیرالمؤمنین خواند و شهر مهدیه را در شمال آفریقا ساخت و از خاندان شیعه اسماعیلی از ۹۶۹ میلادی تا ۱۱۷۶۱ در مصر حکومت کردند.

حسن شریعی
ابومحمد سریعی از یاران امام هادی و عسگری(ع) بود و به دروغ ادعا نمود که نائب حضرت حجت می‌باشد. ائمه(ع) از او بیزاری جستند و امام زمان(عج) در توقیعی ایشان را لعن فرمودند، او اول کسی است که به دروغ ادعای بابیت و سفارت از جانب امام زمان(عج) کرد. «مهدی موعود / ۶۹۷»

محمد بن نصیر نمیری
از یاران امام عسکری(ع) بود، هنگامی که حضرت از دنیا رفتند. به دروغ و تزویر ادعا کرد که نائب امام عصر(عج) است. مورد لعن قرار گرفت.

احمد بن هلال عبرتائی
منسوب به عبرتا بین بغداد و واسط است. او را از یاران امام هادی(ع) و بعضی از یاران امام عسکری(ع) دانسته‌اند، او نیابت محمد بن عثمان نائب دوم حضرت را انکار کرد و معروف به غلو بود مورد لعن و بیزاری قرار گرفت.

محمد بن علی بن بلال
در ابتدای کار نزد امام عسکری(ع) فرد مورد اعتماد بود ولی پس از آن منحرف گردید و ادعا نمود که وکیل حضرت مهدی(عج) است. و همچنین منکر نیابت جناب محمد بن عثمان گردید. در اموالی که باید به حضرت می‌رساند خیانت نمود و حضرت او را مورد لعن قرار داد.

حسین بن منصور حلاج
از اهل نیشابور، طالقان، ری یا مرو، مورخان گفته‌اند. از دروغگویان جعال و بازیگران شعبده‌باز به شمار آورده‌اند. مدعی دانستن هم علوم بود، صوفی می‌نمود، نز شیعه، شیعه می‌نمود و نزد سنی سنی، از نزد ناحیه مقدسه توقیعی در لعن وی صادر گردید. او معتقد به حلول خدای در خود بود بر همین مبنا ادعای الوهیت می‌نمود. یک بار به شهر قم رفته ادعا نمود که فرستاده حضرت مهدی(عج) است، ولی مردم وی را به خواری و سبکی راندند.

محمد بن علی شلمغانی
معروف به ابن ابی العزافر، از محدثان بود پس منحرف شد و مورد لعن امام زمان قرار گرفت.

ابودلف کاتب
محمد بن مظفر کاتب ازدی به دروغ و باطل ادعای سفارت از سوی حضرت مهدی(عج) نمود.

محمد بن احمد بغدادی
نوه عثمان بن سعید نائب اول، به دروغ و باطل ادعا کرد که از سوی حضرت مهدی(عج) سفیر است. اینها تعدادی از یاران امامین عسکریین بودند که برای خویش سرنوشت بدی را انتخاب نمودند از راه مستقیم منحرف گردیدند مکرر به ملاقات عسکریین مشرف گردیده بودند، انگیزه و علتی برای انحراف آنان جز تأمین منافع شخصی نمی‌شناسیم.

ـ طمع در اموال همان حقوق شرعیه‌ای که شیعه آنها را به نواب اربعه حضرت(عج) می‌داد و ریاست دوستی و شهرت‌طلبی، طبیعی است که آن دروغگویان مشکلات فراوانی عقیدتی، اجتماعی را در جهان شیعه ایجاد نموده بودند.

محمد بن عبدالله تومرت (موحدون)
معروف به مهدی اهرعی، مکنی به ابوعبیدالله، اصل او ازجبل السوس در انتهای مغرب (مراکش) بود، به سرزمین‌های شرقی، عراق سفر نمود سرانجام در مغرب سکونت گزید و دولت بزرگی در اوائل قرن ششم تأسیس کرد که به دولت عبدالمؤمن شهرت یافت پیروان او بنام موحدون مشهور شدند، او رسماً خود را مهدی موعود خواند او مردی بود که از هر وسیله برای پیشرفت خود استفاده می‌کرد، سرانجام به فرمانروائی مراکش و برخی نواحی شمال آفریقا رسید، جانشینانش حدود یک قرن بر شمال آفریقا و قسمتی از اسپانیا حکومت داشتند.

(در فاصله سال‌های ۱۱۳۰ تا ۱۲۶۹میلادی) نهضت موحدون از نهضت‌های مبتنی بر مهدویت است که در قرون وسطی در آفریقای شمالی رخ داد. ابن تومرت اندکی پس از آغاز نهضت خویش در گذشت و جانشین او عبدالمؤمن فتوحات او را به انجام رساند، و حکومتی سنی مبتنی بر مهدویت تشکیل داد.

شیخ شرف‌الدین (قیام مردم فارس)
در سال ۶۶۵ هـ ق، قیام بزرگ فارس تحت رهبری شیخ شرف‌الدین (که خود را مهدی خوانده بود) به وقوع پیوست. که به شدت سرکوب شد.

سیدمحمد مشعشع (قیام خوزستان)
در سال ۸۴۵قمری، قیام مشابهی در خوزستان ایجاد شد که در رأس آن سیدمحمد مشعشع (از شیعیان افراطی «غالی») بود قرار داشت. خود را مقدمه ظهور امام غائب می‌خواند پیشگویی می‌کرد که وی بزودی ظهور خواهد کرد….

محمد مهدی سنوسی
در الجزائر در کوه سنوس در حدود سال ۱۲۱۱ متولد شد مذهبی را تأسیس نمود در لیبی سکنی گزید و پسرش جانشین وی شد. در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی / سیزدهم هجری در مغرب ادعای مهدویت کرد.

محمد احمد سودانی، (مهدیون سودان) «۱۲۶۴ ـ ۱۲۹۲قمری»
از جمله مدعیان مهدویت است. در آغاز جوانی جزو دراویش بود تظاهر به زهد و تقوی می‌کرد.

محمد بن احمد بن عبدالله سودانی
از میان دراویش به خواری و خفت رانده شد همین برای او عقده و انگیزه داعیه مهدویت شد، در زمان آشفتگی محیط و فشار حکام ستم‌گر انگلیسی و مصری، مردم سودان مستعد انقلاب بودند لذا او ادعای خود را سر داد، این بود که به محض ندای قائمیت او، در آغاز قرن ۱۴ در مدت کوتاهی عامه مردم سودان به دورش جمع شدند، نهضت او بنام مهدویّن سودان، عنوان گرفت، تنها جهادی بود که بنیانگذار و رهبر آن ادعا کر همان مهدی آخرالزمان است.

غلام احمد قادیانی (قادیانیه، احمدیه)
در حدود سال ۱۲۴۹قمری در قادیان از شهرهای پنجاب پاکستان متولد گردید پیروانش در شهر وی و منطقه پنجاب، کشمیر، بمبئی و دیگر شهرهای آن و رنگبار زیاد شدند. او ادعای مهدویت نمود مدتی خدمت در دستگاه انگلیسی‌ها نمود، خود را مجدد اسلام در قرن ۱۴ نامید، سپس خود را مهدی موعود و مسیح معهود خواند.

سیدعلی شیرازی (بابیت) «خاطرات دالگورگی»
در ایران در سال ۱۲۶۲قمری یکی از شاگران سیدکاظم رشتی به نام سیدعلی محمد که خود را نماینده امام زمان دانست، و پس از این‌که گروهی به او گرویدند، دعوی مهدویت کرد، علماء با ادعای پوچ او مخالفت نمودند و در مناظره درمانده شد لذا توبه کرد و آزاد شد اما بار دیگر دعوتش را ادامه داد و سپس دستگیر و اعدام شد. پیروانش با حمایت سفرای روسیه و انگستان در گوشه و کنار کشور شورش ضد دولتی به راه انداختند اما این شورش‌ها با هوشیاری مردم سرکوب گردید.

میرزا حسینعلی بهاء (بهایی‌گری)
(
متوفای ۱۸۹۲میلادی) ادعا کرد که نه تنها مهدی یا امام غائب بلکه پیامبر است که یکی از شاگردان علی محمد شیرازی بوده است، قوانین اسلام را از دور خارج کرد و نهایتاً حاکمان ایران او را تبعید کردند و نهایتاً در فلسطین ساکن شد. اینها پرورش یافته دست استعمار پیر روس و انگیس بودند که برای فرقه‌سازی و ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی دست بکار شدند.

مهدی کُرد
یکی دیگر از مدعیان مهدویت است، در قرن ۱۱ زمان سلطان محمد چهارم، پادشاه عثمانی، جوانی یهودی بنام اسحاق خود را منجی یهود خواند، عده‌ای از یهودیان اطرافش را گرفتند در همین وقت پسر یکی از شیوخ کردستان خود را مهدی اسلامی خواند، و چندین هزار کرد را به دور خود جمع نمود به دستور سلطان عثمانی هر دو را گرفته به دربار فرستادند، آنها با دیدن عظمت دستگاه توبه کردند و از ندیمان او شدند.

محمد بن عبدالله قحطانی (عربستان)
در سال ۱۹۷۹میلادی، در عربستان ادعا کرد که همان مهدی است و با چند صد نفر از پیروان خود در تلاشی نافرجام اقدام به تصرف مسجد بزرگ مکه نمود و سپس سرکوب شد.

خلاصه
همان‌طور که ملاحظه نمودید، در این جریانات سیاسی و اجتماعی، عده‌ای ادعای مهدویت نمودند با انگیزه شهرت‌طلبی یا ثروت اندوزی یا شهوت‌رانی و یا دسیسه سیاسی، استعماری و عده‌ای ادعای نیابت خاصه از جانب حضرت مهدی(عج) نمودند و مدعی‌اند که هر موقع بخواهند می‌توانند امام را ببینند و مشکلات بواسطه آنان حل می‌شود. و عده‌ای مدعی نیابت عامه‌اند و خود ر به جای علمای ربانی و مراجع عظام تقلید و فقهاء معرفی می‌کنند مانند دراویش و صوفیه.

ـ خاستگاه همه اینها همان‌طور که ذکر شد: مشکلات روحی و روانی، عقده خودکم‌بینی، نفسانیات و مشکلات اخلاقی و ضعف ایمان، توهم و خیال‌پردازی، هوی و هوس و خواسته‌های دنیوی و جاه و مقام، جهل و ناآگاهی، سکوت اندیشه‌ورزان و علماء، مشکلات سیاسی و تأثیر ایادی اجانب و عدم معرفت به جایگاه و شأن امام و جانشینی ایشان است، که این عوامل هم در ادعا نمودن مدعیان تأثیرگذار است و هم در پذیرش ادعا از ناحیه مردم.

ـ پیامدهای آن؛ گمراهی و سرگردانی مردم، دوری از سیره اهل‌بیت(ع)، به بازی گرفته شدن دین به دست نااهلان و شیاطین، و اختلافات دینی و از بین رفتن اتحاد در اثر متابعت از فرقه‌های انحرافی که در نتیجه سلطه بیگانگان و چپاول‌گری را به دنبال دارد.
ـ درمان این آفت‌ها؛ تقوی، علم و بصیرت دینی و سیاسی علما، حاکمان و مردم، روشنگری علماء و تذکیب منحرفان، برخورد دولت مردان جامعه اسلامی، عدم تسامح و اغماض در برخورد با اینگونه انحرافات و بدعت‌ها.

و از مترقی‌ترین اصل سرنوشت‌ساز برای ایمن ماندن از این آسیب‌ها و انحرافات، تشکیل حکومت صالح و دینی و حاکمیت ولی‌فقیه جامع‌الشرائط است که مقام نیابت عامه را در دوران غیبت دارا می‌باشد: عقل و نقل در نگاه کلی وظیفه همه را مشخص کرده که مراجعه به مراجع عظام و فقهاء وارسته نمایند. و در نگاه آرمانی پیروی از ولی فقیه برای محوریت وحدت و مصون ماندن از فتنه‌هایی که دشمنان بشریت بوجود می‌آورند. که هسته انقلاب اسلامی همین واقعیت می‌باشد: حکومت صالح دینی با محوریت ولایت فقیه برای حفظ وحدت جامعه اسلامی در مسیر زمینه‌سازی برای ظهور مهدی موعود(عج)

ضرورت آسیب شناسی در مقوله مهدویت
از یک سو اهمیت آموزه مهدویت برای ما روشن است و از طرفی دیگر سوء استفاده از آن در بین افراد شیاد با انگیزه‌های مختلف بیان شده است و هر زمانی به شکلی اما با همان انگیزه‌ها رخ می‌نماید، منتهی با متدی جدیدتر، که به آن اشاره می‌کنم.

همان‌طور که ترویج فرهنگ انتظار یک وظیفه است، رفع موانع آن به عنوان آسیب‌های پیش‌رو لازم است، و الا همیشه این موانع ما را از آن حقیقت دورتر می‌کند:
۱.
هنوز هم مدعیان جدید مهدویت پیدا می‌شوند، شیادانی که ادعای امام زمانی می‌کنند و در اجتماع ما بحران به‌وجود می‌آورند که ده‌ها نفر از آنها امروز در زندان‌ها به سر می‌برند، که باید از جهت جامعه شناختی بررسی شود که چرا گروهی به اینها رو می‌آورند می‌پذیرند؟

۲. جامعه اینها را پس نمی‌زند، کسی سارق است در لباس طلبه ظاهر می‌شود از عراق می‌آید و در نماز جمعه یکی دو شهر ما با بیش از ۱۵۰ نفر شمشیرها را از زیر قباها در می‌آورند و ندای الله اکبر سر می‌دهند که سیدحسنی در عراق ظهور کرده است که عاشقان و منتظران به او بپیوندند، مشکل این دیوانگان نیستند بلکه مشکل جامعه ماست که این موج‌ها را پس نمی‌زند.

۳. اهورا و مسئله ظهور امام زمان؛ پیروز اهورا خالقی یزدی که قرار بود عصر جمعه ۱۰/۷/۸۳ با ۵۰ هواپیما به ایران بیاید و ایران را تسخیر کند، رسانه‌های خارجی این مسئله را پوشش دادند ساعاتی را که او ذکر کرده بود یعنی عصر یکشنبه ۵/۷/۸۳ از ساعت ۵ الی ۸ شب، مردم بین دانشگاه تهران و میدان ونک راه بروند، این امر محقق شد، ناآرامی در چند شهر وجود داشت، محور اصلی اهورای مجنون مسئله ظهور امام زمان بود. یعنی انتخاب روز نیمه شعبان یکی از مواردی بود که به نحوی از نکات آسیب‌شناسی انتظار را به ما گوشزد می‌کند.

۴. شب‌نامه بشارت ظهور آقا بقیۀ‌الله؛ کلام تحریف شده ابراهیم میرزایی در سطح شهر تهران به صورت شب‌نامه پخش شد، در زمان طاغوت مربی کنگ‌فوی گارد بود به هند و چین سفر کرد با روانشناسی یونگ کامل آشنا شد و ادعای پیغمبری هم کرد، در سال ۶۹ و ۷۰ در و دیوار تهران و محافل عمومی از بشارت جهانیان بر ظهور آقا بقیۀ‌الله، ابراهیم میرزایی حجت خدای بر زمین پخش شد.

۵. دکان باز کردن، و اخلاص محمل جهالت، عده‌ای با این ادعا خود را مقدس جلوه می‌دهند. یکی از اینها ادعا کرده بود در سال ۸۲ که سلمان رشدی را به ایران بیاورد و به قتل برساند و … و بعضاً هم با این جریانات به خاطر خلوصی که دارند هم‌راه می‌شوند اما نمی‌دانند کمک می‌کنند به انحراف در جامعه.

۶. مسئله مقتدا صدر، ساخت بازیهای رایانه‌ای به اسم شهرک قائم، استفاده از رنگ سبز با انگاره‌های صاحب‌زمانی ما طراحی شد، پوسترهایی از مقتدا صدر در عراق پخش می‌کنند. کتاب به نام عجل علی ظهورک (مقتدا صدر) اسم سپاه او جیش المهدی نام دارد، بازی یا مهدی می‌سازند، اتفاقات عراق را به کدهای فیلم موساداموس ربط می‌دهند که همان مهدویت ستیزی است.

۷. حمله به نجف، مصادف با رجب که یکی از ماههایی است که جز نشانه‌های ظهور و عامل کشته‌شدن سید یمانی پشت نجف آمده، اینرا هم مثل بیرون کشیدن شمشیرها از زیر قبا در نماز جمعه قرار می‌دهند.

۸. عوامی‌گری و مجلس به امضا امام زمان رسیدن، با این ادعاها مجلس گرمی می‌کنند.

۹. سوء استفاده‌های وهابیون از مسئله انتظار.

روایات اجماعی است، که آغاز حرکت امام زمان از سرزمین مشرق است، لذا وهابی‌ها یک نفر را بنام محمد عبدالله از اهل وریدا در نزدیکی ریاض پیدا کردند از ظاهر او خوششان آمد گفتند انشاءالله همان مهدی است، او را پیش بن باز برند که کور بود سخنش را شنید و گفت انشاءالله خودش است گفتند اشکال ندارد که از بنی‌هاشم نباشد او را به افغانستان و چچن بردند که او از آنجا (شرق) بیاید، پس گفتند انصار و رایات السود همان گروه طالبان است، در قلمرو وهابی‌ها سوء استفاده از مسئله انتظار وجود دارد.

۱۰. بحران‌های اجتماعی؛ از قبیل سرخوردگی‌ها، یأس‌ها و ناامیدی‌ها، جامعه ما از لحاظ روحی و روانی در وضع خوبی به سر نمی‌برد، مسائل اقتصادی و سیاسی دخیل بوده‌اند و جامعه به نحوی دنبال یک نفر می‌گردد، جامعه مأیوس طبیعی‌ترین بستر بروز اعتقادات غلط است. لذا وزیر اطلاعات اعلان می‌کند ما ۶۰ نفر مدعی امام زمانی در زندان داریم.

۱۱. تبلیغات شدید فیلم‌های هالیوود، فیلم‌های آخرالزمانی می‌سازند و کسانی که در معرض امواج فیلم‌های هالیودی هستند یک نوع عدم اطمینان و نهاد ناآرام روانی را تجربه می‌کنند.

با توجه به آن‌چه که ذکر شد، می‌بینیم زمینه برای شکنندگی ما فراهم است، هم عوامل بیرونی برای مهدویت زدایی بسیج شده‌اند با تمام امکانات موجود خود، و هم جامعه ما دچار خلأ بینشی و فکری می‌باشند، لذا بر مسئولین امر است تا وارد صحنه شوند و جامعه را از این تهاجم هم جانبه نجات دهند.

زمینه جامعه شناختی ما آن‌قدر مستعد است که عده‌ای به خود اجازه می‌دهند که ادعای امام زمانی کنند، اگر هیئات مذهبی از معرفت و عقل و خرد خالی شود مرید و مرادبازی رخ می‌نماید، در مجامع علمی و معرفتی فقط در لابلای کتب و سمینارها سخن از آموزه درست مهدویت است و شنیدن آن ما را سرمست می‌کند اما در عرصه عمل و کانون‌های مذهبی و دینی بر طبل احساسات فقط کوفته می‌شود، باید عوامی‌گری‌ها را از خود دور کنیم و امر را به ولی و عارف آن بسپاریم.

ـ در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امید و روحیه را در جامعه بالا ببریم. بینش جامعه را در مسائل روز و تشخیص دوست و دشمن و شناساندن مبناها و روش‌های دشمنی آنها بالا ببریم.

بن لادن و ادعای مهدویت
در یک فیلم ویدیوئی اسامه بن لادن در کنار صحرایی ایستاده و تابلویی که عبارت «مهدی منتظر بر روی آن نوشته است، سؤال مطرح می‌شود که آیا بن لادن خود را مهدی می‌داند و یا این‌که منتظر قیام کسی دیگر است. برخی از بازداشت‌شدگان زندان گوانتمانو به بازجویان گفته‌اند. که به این علت به تشکیلات القاعده پیوسته‌اند که تصور می‌کردند که بن لادن مهدی منتظر است از سوی دیگر نیروهای اطلاعاتی ارتش آمریکا مستقر در عراق گزارش کرده‌اند که برخی از تروریست‌هایی که حین ورود به عراق دستگیر شده‌اند در بازجویی‌ها اعتراف کرده‌اند که به دلیل اعتقادشان به پیشگویی‌های آخر الزمان اسلام به القاعده پیوسته‌اند. ـ در اواخر سال ۲۰۰۱ بن لادن ـ امضای اسامه بن محمد بن لادن را به جای امضای همیشگی خود اسامه بن لادن به کار می‌برد.

این هم یک مهدی‌ سازی دیگر در عصر جدید با گرایش سیاسی.

وظیفه در عصر غیبت؛ انتظار
انتظار به معنای فراهم نمودن زمینه‌های ظهور، ظلم ستیزی به مقدار توان، آمادگی برای ظهور حضرت» امام خمینی:
البته پر کردن دنیا از عدالت، اینرا ما نمی‌توانیم بکنیم، اگر می‌توانستیم می‌کردیم اما چون نمی‌توانیم باید ایشان بیایید …. اما باید فراهم کنیم کار را، اسباب این است که کار را نزیک کنیم کاری کنیم که عالم مهیا شود برای آمدن حضرت (۲)، صحیفه نور، امام خمینی ۳۱ و ۱۶ و ۱۷ «شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او، فراهم کردن این است که مسلمین را با هم مجتمع کنید همه با هم باشند.
تشکیل حکومت لازم می‌آید، عقل هم به ما حکم می‌کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آورند بتوانیم جلوگیری کنیم.

قیام امام زمان(عج) زمینه‌سازی و آمادگی می‌طلبد
در روایات، عده‌ای به عنوان زمینه‌سازان حکومت مهدی(عج) نام برده شده‌اند:
ـ قال رسول الله(ص): یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه
گروهی از مشرق قیام خواهند کرد و زمینه‌ساز حکومت او می‌شوند.

مراجعه به فقهاء
در توقیع محمدبن عثمان عمری خطاب به اسحاق بن یعقوب از امام زمان(عج) چنین آمده:
اما الحوادث الواقعۀ فارجعوا الی روات احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجۀ الله علیکم.

عدالت‌خواهی، پیش شرط ظهور
کسی که از امام محمد باقر(ع) می‌پرسد که چه وقت ظهور حضرت مهدی(عج) اتفاق می‌افتد تا دل ما شاد گردد؟ حضرت در قالب یک حکایت آموزنده، تاریخ را به سه دوره «زمان گرگ صفتی، زمان میش صفتی و زمان ترازو تقسیم کرده و روشن می‌سازد که در دوره ترازو، امکان ظهور وجود دارد…. زمان ترازو که تو به وعده خودت عمل کردی.

این دوره‌های سه گانه تاریخ امامتند:
۱.
غصب حق امامت
۲.
می‌خواهند حق امام را بدهند اما حالش را ندارند
۳.
دوره عدالت که مردم حق امام را می‌دهند. که این دوره امت و دولت عدالت‌خواه می‌خواهد، لذا پیش شرط ظهور آماده‌سازی برای پذیرش عدالت است.

ـ این دائل نقلی به روشنی دلالت دارد که انتظار، کار و تلاش و آمادگی است، آیات و روایات درباره امر به معروف و نهی از منکر اجرای حدود شرعی، چگونگی برخورد با ظلم و عدم تسلیم در برابر ستم، «مانند پیمان خداوند از دانش‌مندان که بر شکم‌باره‌گی عده‌ای و گرسنگی عده‌ای دیگر آرام نگیرند و حق مظلومان را از ظالمان بستانند»

ـ و دلیل و حکم عقل؛ آیا می‌شود همه احکام و دستورات الهی در دوران غیبت تا زمان ظهور تعطیل و بدون متولی و مجری بماند، بدیهی است کسی بایستی عهده دار و حافظ شریعت الهی بوده و پناه‌گاه ایتام آل‌محمد(ص) باشد، بایستی به قدر توان کوشید و زمینه را فراهم کرد برای آمدن حضرت. با توجه به این مطلب باید در اصلاح خود بکوشیم و به اخلاق اسلامی آراسته، وظائف فردی و احکام قرآنی را عمل کنیم، و دستورهای اجتماعی اسلام را استخراج و بین خود به طور کامل اجراء کنیم.

آن‌چه که وظیفه است و آموزه صحیح دینی در باب مهدویت و انتظار گفته شد و آن‌چه که به عنوان موانع و آسیب‌های مربوط به آن است بررسی شده است، در خاتمه اشاره گذرا به سخنان امام خمینی که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می‌باشد در زمینه ارتباط انقلابش با انتظار و تأثیر آن بر بینش‌‌های جهانی در مورد مهدویت خواهم داشت که چکیده آن این است که امام خمینی با این نهضت اسلامی چهره زیبا و درخشان انتظار و مهدویت را در جلو چشم جهانیان به نمایش گذاشته است و کام میلیون‌ها نفر از انسان‌های رنجدیده جهان را شیرین و نور امید را در دل درد‌مندان جهان روشن کرده است.

جان‌نثار امام زمان
در شخصیت امام خمینی و آموزه‌های انقلاب اسلامی حتی شائبه‌ای از ادعای مهدویت و بابیت وجود ندارد، بلکه حرکت خود را برای برقراری حکومت جهانی حضرت آغاز کرده و همه هدف او زمینه‌سازی برای حکومت حضرت بوده لذا هر جا سخن از امام زمان(عج) می‌گوید خود را فدای خاک پای حضرت معرفی می‌کند؛

امام خمینی و مهدویت
ـ شما عزیزان، با خدمت شایسته خود در پشت جبهه‌ها، چون جبهه‌ها، دل امام زمان روحی له الفدا را شاد کرده‌اید.

ـ رژیم دل‌خواه بقیۀ الله؛
این‌جانب نصیحت متواضعانه و برادرانه می‌کنم که آقایان محترم … برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیۀ‌الله ـ روحی فداه ـ یا مطیع شما آقایان تحقق پیدا نخواهد کرد

ـ راه سازندگی و رشد و تعالی؛
اکنون که به یاری خداوند بزرگ و دعای خیر حضرت بقیۀ‌الله ـ روحی له الفداه ـ نظامی اسلامی ایران راه سازندگی و رشد و تعالی همه جانبه خود را در پیش گرفته است ….

ـ ناکامی دشمنان جمهوری اسلامی؛
آن‌چه در این سال‌های طولانی انقلاب پیش آمد از پیروزی‌های معجزه‌آسا در مقابل همه ابرقدرت‌ها … از برکات و عنایات خداوند تعالی و ایمان همه قشرهای متعهد به مبادی اسلام بود و بی‌شک از ادعیه مبارکه حضرت بقیۀ‌الله ـ صلوات الله و سلامه علیه و روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء ـ برخوردار بوده و هست.

ـ موضوع قدرت نظام جمهوری اسلامی؛
اکنون که با عنایات خداوند تعالی و توجه بقیۀ‌الله ـ روحی فداه ـ نظام جمهوری اسلامی ما از هر جهت در موضع قدرت قرار گرفته است….

ـ «صدور انقلاب و زمینه برای قیام منجی؛
تا پای جان وفادار بمانید و با آمادگی خود و صدور انقلاب و ابلاغ پیام خون شهیدان، زمینه را برای قیام منجی عالم و خاتم الاوصیاء حضرت بقیۀ‌الله ـ روحی فداه ـ فراهم سازید.

ـ حفظ نظام و ادعیه حضرت بقیۀ‌الله؛
با قدرت روحی و قوت ایمان و اتکا به خداوند متعال و اعتماد به ادعیه حضرت بقیۀ‌الله ـ روحی له الفداء ـ برای حفظ نظام الهی جمهوی اسلامی به پیش روید

ـ محضر امام زمان(عج)؛
شما غم نداشته باشید که پشتیبان شما خداست و امام عصر(عج) همه این امور در محضر او واقع شد.

ـ انقلاب، بارقه الهی؛
امید است که این انقلاب، جرقه و بارقه الهی باشد که انفجاری عظیم در توده‌های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیۀ‌الله ـ اروحنا لمقدمه الفدا ـ منتهی شود.

قیام امام خمینی، تبلور و نماد انتظار مردم، برای ظهور منجی مستضعفان از دست دنیا مداران فاسد و ستم‌گر بود.
پرفسور حامد الگار ریشه انقلاب اسلامی را به موضوع امامت از دیدگاه شیعه و مسئله غیبت امام زمان(عج) و پیامدهای سیاسی آن متصل می‌داند.

نتیجه
انقلاب اسلامی ایران نمادی کامل از اصل انتظار و چگونگی آن در عرصه‌های علم و عمل می‌باشد و الگویی که با بررسی ابعاد مختلف آن می ‌توانیم از هرگونه آفت‌ها و آسیب‌ها اعم از فکری، تربیتی، اجتماعی و سیاسی خود و جامعه را مصون بداریم چرا که این انقلاب به رهبری امام خمینی، در عین این‌که تمامی ارزش‌های ناب دینی را برای جامعه تبیین می‌کند تمامی آفت‌ها و بدعت‌ها را افشاء و رسوا کرده و به جهان اثبات کرده که انتظار ما امیدبخش، حیات‌بخش و عین زندگی است.
با آرزوی این‌که خداوند این پرچم را به دست صاح÷ب اصلی‌اش حضرت بقیۀ‌الله برساند

 

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

.

دسته: طلوع نور | نويسنده: bigdeli


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

قرآن

إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون. ما قرآن را نازل كرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم-سوره حجر.آيه9

حدیث روز

حضرت عبدالعظیم ع

حضرت امام حسن عسكري عليه السلام:كسي كه عبدالعظيم عليه السلام را در ري زيارت كند همانند كسي است كه حضرت امام حسين عليه السلام را در كربلا زيارت كرده است

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

بايگاني

پيام

جناب آقاي قرباني.مصيبت وارده را به شما وخانواده محترم تسليت عرض نموده از خداوند متعال براي آنمرحوم طلب مغفرت وبراي بازماندگان صبرمسئلت مي نمائيم
No Image No Image